سيد محمد باقر برقعى

3754

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )

مطبوعاتى كشور به شمار مىرود . من با شعر نياز از سالها پيش از طريق مطبوعات و راديو آشنا شدم ، او را شاعرى خوش‌ذوق و با استعداد و هنرمندى توانا يافتم . در سال 1369 كه نخستين بار مجموعهء شعرش به نام " در كوچه‌هاى خلوت شب " به چاپ رسيد ، آن‌چنان مورد استقبال قرار گرفت كه در مدت كوتاهى سه بار تجديد چاپ شد . استاد دكتر باستانى پاريزى دربارهء شعر نياز مىگويد : « تعبيرات لطيف و كم‌نظيرى كه در شعر نياز توان ديد ، گويى عطر زيره‌هاى جبال بارز ، و شادابى بابونه‌هاى اطراف ساردو و ده‌بكرى را دارد . . . من گمان مىكنم پس از هفتصد سال حالا يك كرمانى وقتى كه غزل سعدى " رها نمىكند ايّام در كنار منش . . . " را مىخواند مىتواند با سربلندى غزل نياز را هم به دنبال آن زمزمه كند " تراش نور بود يا شكفته ياس تنت . . . " شك نيست شبهاى تابناك آسمان كوير و دشتهاى بىانتهاى كرمان كه بعضى شبها ، اگر آدمى از پنجره دست بيرون كند مىتواند مشتى ستاره را به چنگ آورد ، در تلطيف ذوق و روح سعيد نياز تأثير نفوذ بىحد داشته‌اند . » نياز ضمن فعاليتهاى مطبوعاتى خود به تأليف آثارى توفيق يافته و آنچه از او به طبع رسيده است : 1 - خلاصهء داستانهاى شاهنامه ، 2 - حافظشناسى ( در پانزده مجلد ) ، 3 - سخن اهل دل ( در دو مجلد ) ، 4 - رساله‌اى در شرح بيت " پير ما گفت خطا بر قلم صنع نرفت " ، 5 - تصحيح و مقابلهء خمسهء خواجوى كرمانى ، و چند اثر ديگر . غروب پاييز كيم من ؟ سرگذشت تلخ بىآغاز و انجامى * پريشانى ، به شهر بيكران عشق گمنامى به راه زندگى ، سرگشته‌اى ، آشفته‌سامانى * ز خود بيگانه‌اى ، ننهاده در راه طلب گامى به رنگ گونه‌گون زندگانى باخته رنگى * ز مكر آسمان نيلگون افتاده در دامى به شهر شب نجسته راه صبح آرزو هرگز * سيه‌روزى ، پريشان‌خاطرى ، برگشته‌ايّامى به شهر آرزوها در هواى لعل شيرينى * ربوده بوسه‌هاى تلخ هر شب از لب جامى ز پا افتاده‌اى ، مستى ، به مستى رفته از دستى * خرابى ، عافيت‌سوزى ، حريفى ، دُردىآشامى غروب سرد پاييزى ، غم‌افزايى ، غم‌انگيزى * نشان از آفتاب واپسينى بر لب بامى حديث سرگذشت تلخ از خاطر فراموشى * « نيازى » بر لبى دور از لب لعل دلارامى